تولدم مبارک
” تولدم مبارک “
امروز روز من است و من تمام دلتنگیهایم را به جای تو در آغوش می کشم
روز تولدمن
روز نگاه باران
بر شوره زار تشنه بر این دل بیابان روز تولد من گویی پر از خیال است یاس و کبوتر و باد در حیرت من خواب است ........
برای خاک قلب من گل و شکوفه می خرد؟
دریاچه مورائین در کانادا
حلال مشکلات
برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز
بهار طبیعت از راه می رسد و صحنه ی جهان آیینه نمای قدرت خداوندی می گردد. نوروز سرآغاز دیگری است از چرخه ی حیات طبیعت و چه زیباست این تحول و چه نیکو می شود آنگاه که تحول طبیعت و تغییر حالمان به احسن حال توأمان باشد و از درگاه ربوبی خاضعانه مسألت داریم :”الهی حوّل حالنا الی احسن الحال
ثروت کورش کبیر
ثروت کورش کبیر
چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی ؟
اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
حسین پناهی
میزی برای کار
پندار نیک گفتار نیک کردار نیک
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی . . .
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
گفت : چهار اصل
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم
3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم
4- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم
عوامل موثر در انتخاب شهر به عنوان محل برگزاری تجمع فرهنگی
تکلیف اول استاد رجبی
1. تسهیلات برگزاری
2. سالن ها و فضاهای مجهز و تاسیسات فنی مورد نظر با توجه به نوع تجمع
3. وجود ادارات مرکزی و تابعه سازمان های بین المللی در آن شهر
4. وسایل پذیرایی و اقامت(هتل ها و رستوران های در خور اهمیت در نقاط مختلف )
5. دسترسی شهر محل برگزاری تجمع مورد نظر به بزرگراه های عمده، فرودگاه های بین المللی درجه یک، خطوط راه آهن و جاده آسفالت
6. سرویس های ارتباطی و مخابراتی مجهز(پست،تلگراف،تلکس،تلفن،فاکس)
7. آثار جالب توجه جهانگردان(تاریخی،مناظر طبیعی دیدنی و زیبا، محل ها و امکانات ورزشی،شکار، موزه و دیگر اماکن دیدنی و باستانی)
8. تناسب زمان و فصل برگزاری با توجه به شرایط اقلیمی شهر و محل برگزاری تجمعات
9. امکانات استفاده ازاینترنت،شبکه های ارتباطی جهانی، تلفن همراه،ماهواره و استفاده از تمام شبکه های تلویزیونی
10. شرایط مناسب اجتماعی و اقتصادی
11. شرایط مناسب امکانات بهداشتی، پزشکی، بیمارستانی
12. وجود همزمان تجمعات و مراسم بین المللی مختلف
13. دارا بودن هویت فرهنگی
14. دارا بودن کیفیت زندگی در خور
15. دارا بودن امنیت طبیعی و پایین بودن نرخ بلایای طبیعی
16. دارا بودن خدمات شهری مناسب و درخور از نظر حمل ونقل داخلی، ترافیک و ناوگان مسافربری، جاده های استاندارد با آسفالت مناسب
17. برخورداری از آب و برق
18. برخورداری از فضاهای خدماتی استاندارد چون رستوران های محلی و غیر محلی، فضاهای مناسب پارکها و جنگلهای شهری
19. دارا بودن امنیت شهری در 24 ساعت و نداشتن نگرانی حملات تروریستی
20. دارا بودن نرخ پایین جرم زایی
21. نداشتن بحرانهای اقتصادی و اجتماعی(بیکاری،کمبود فرصت های شغلی، تکدی گری، سارقان، کیف قاپ ها و...)
22. رعایت اصول بهداشت محیط زیست شهری
23. دارا بودن زیر ساختهای عمرانی صحیح و وضعیت اقلیمی مناسب
24. حاکم بودن قوانین در شهر و رعایت حقوق دیگران
25. دارا بودن سرویس بانکداری معتبر و مقررات مبادرات ارزی
26. دارا بودن گالری های مجهز هنری،سالنهای سینما، تاتر و موزیک
27. دارا بودن مصنوعات خاص چون صنایع دستی، هنرهای ظریفه، سوغات و ره آوردهای قابل توجه
28. دارا بودن مشخصات ویژگی های یک شهر قرآنی با توجه به رعایت عفت و پاکدامنی و اصول شرعی اسلامی بر اساس قوانین قرآنی
کمیته علمی : کمیته علمی از افراد کارشناس، آگاه و با اعتبار در جامعه و از مناطق مختلف و موسسات گوناگون و با حکم مقام اول سازمان و یا دبیر سمینار تشکیل می شود
هیچ زمستانی ماندنی نیست...
حتی اگه همه شبهایش «شب یلدا» باشد
تکلیف چهارم
استاد ارجمند :جناب اقای رجبی
مباحث نظري در مديريت رسانه بيشتر وامدار نظريه هاي عمومي مديريت و يا مديريت راهبردي است. در مديريت راهبردي رسانه اي، سه رويكرد سازمان هاي صنعتي، رويكرد مبتني بر منابع و رويكرد سوم ديدگاه بوم شناختي رسانه اي كه براي هر رسانه فضاي خاصي زيستي قائل است، مورد استفاده قرار مي گيرد. از ميان اين سه، رويكرد سازمان هاي صنعتي پركاربردترين است. اين رويكرد بر مبنای مفاهیم مربوط به سازمان صنعتی (industrial-organization) و آنچه که تحت عنوان چارچوب «عملکرد-رفتار-ساختار» (SCP) (structure-conduct-performance) شناخته می شود بنا شده است و بر ساختار صنایع و پیوند میان ساختار یک صنعت و عملکرد و رفتار سازمانی متمرکز است. بر اساس این چارچوب، «ساختار» یک صنعت (مثلاً، تعداد، حجم، و مکان شرکت ها) بر رفتار شرکت ها (رفتار جمعی یا فردی آنها) تأثیر می گذارد. «عملکرد» یک صنعت نیز كه امري اقتصادي است به نوبه خود، با رفتار شرکت ها ارتباط مستقیمی دارد.
سازمان های صنعتی:
1- شروط اساسی وجود آن: مصرف کننده، تقاضا، تولید، کشش تقاضا، تکنولوژی، مواد خام، میزان رشد، دوره تولید، مقیاس اقتصادی
2- ساختار و نظام آن: تعداد خریدار و فروشنده، موتنع ورود شرکت جدید، تفاوت های تولید، ادغام و همگرایی عمودی و افقی
3- رفتار: تبلیغ، توسعه و تحقیق، سرمایه گزاری، روش های قانونی و...
4- اجرا: قیمت، کارایی تولید، گسترش فناورانه، ...
ساختار بازار در سازمان هاي صنعتي و بنگاه هاي اقتصادي:
1- رقابت کامل
2- رقابت انحصاری
3- انحصار چند جانبه، انحصار فروش Oligopoly
4- انحصار خرید Monosopony
5- انحصار چند جانبه خرید- خرید نیمه انحصاریOligopsony
تفاوت دو نوع سازمان از نظر سازماني
1- سازمان های رسانه اي ماهيتي هنري- صنعتي دارند. از یک جهت می توانند تابع ویژگی های سازمان های صنعتی باشند و از طرفی محکوم به الزامات ذاتی محیط های هنری هستند که تعارض زیادی میان این دو محیط وجود دارد و مدیریت تعارض برخاسته از این شرایط یکی از ویژگی های خاص مدیریت رسانه است.
2- مطابق الگوی سه گانه لورنز، سازمان های رسانه ای در سه لایه عینی، نمادین و رویه با هم متفاوتند. بطور مثال تماشای یک فیلم در تلویزیون با تماشای همان فیلم در سینما مشمول رویه متفاوتی می باشد. مثلاً در هنگام تماشای تلویزیون مجاز به حرکت و گفتگو با دیگر افراد خانواده درباره فیلم و یا نظایر آن هستید در حالی که این کارها خلاف رویه تماشای فیلم در سینما است. حتی رویه تولید یک فیلم در سینما و تلویزیون تفاوت های مهمی دارد بطوریکه بر روی هزینه های معمول کاملاً تأثیر دارد و تولید تلویزیونی لبسیار ارزان تر از همان تولید بر اساس رویه تولید سینمایی است.
3- هر سازمان رسانه ای متکی به دانش و مهارت خاصی است. مطبوعات به اهل قلم، رادی در پی صدای جلوه دار و تلویزیون تصویر و زیبایی هایش مقدم بر جلوه صوتی است. لذا قد وزن و زیبایی زرنگی و هر جلوه مادی انسانی تحت تأثیر این الزام است. یکی برای رادیو مناسب نیست در حالی که بهترین گزینه برای مطبوعات است و دیگری مناسب مطبوعات نیست در صورتی که برای رسانه های دیگر کارآمد است و برخی در هر رسانه ای کارآمدند.
4- هر سازمان رسانه ای محتاج ستارگان است. ستارگان برای هر سازمان منبع کلیدی راهبردی و غیر قابل تقلید هستند. گاهی ستارگان عامل هویت بخشی که موجب تفاوت تعریف شده بین یک برنامه و دیگر برنامه ها و حتی بین یک شبکه یا روزنامه با دیگران می شود. اما اگر ستارگان این چنین نقش مهمی دارند و موجب جلب توجه بیشتر مخاطبان می شوند اما آثار و پیامدهای زیادی بر فرهنگ سازمانی و روابط درون برون سیستمی رسانه و حتی فرهنگ سازمانی دارند. اگر ستارگان در سازمان های رسانه ای بازار محور موجب جلب درآمد بیشتری می شوند اما از طرفی هزینه های تولید را افزایش داده و ممکن است این افزلیش در یک سازمان بعد از مدتی رویه شود که در آن صورت گریزی از آن نخواهد بود. از طرفی یک هنرمند نیز در سازمان های رسانه ای ظرفیت خود را تحت تأثیر حداقل پنج عامل محدود کننده می تواند بروز دهد:
الف- ساختار صنعت رسانه و نوع تولیدات و میزان و چگونگی رقابت در آن
ب- قوانین و مقررات حاکم بر آن صنعت
ج- سلیقه و انتظار مخاطبان
د- عرفیات و قواعد نانوشته و بعضاً نوشته حاکم بر روابط هنرمندان بایکدیگر و با سازمان های رسانه ای
ه- ساختار سازمان رسانه و چگونگی فرایند سازمانی ایجاد روابط با امکانات و فعالیت های بیرون سازمانی
و- تکنولوژی در دسترس برای تولید یا توزیع و پخش
5- سرعت از ضرورت های سازمان های رسانه ای و بطور اخص سازمان های خبری است. فشار عصبی ناشی از آن فقط بر روی افراد و رفتار آن ها تأثیر ندارد بلکه حتی بر ساختار و تشکیلات و نحوه جذب نیروی انسانی و مدارج ترقی آن ها نیز مؤثر است، از این جهت مدیریت همواره تحت تأثیر این الزام رسانه ای و کنترل و هدایت آن قرار دارد.
6- انواع رسانه ها در سپهر رسانه ای بر حسب ماهیتی که دارند از اولویت کارکردی خاصی برخوردارند، مثلاً مطبوعات کارکرد اطلاع رسانی(تفسیری)، رادیو کارکرد اطلاع رسانی(فوریت)، تلویزیون کارکرد تفریحی آن در اولویت است. این الزامات ذاتی تفاوت های مهمی را در ساختار سازمانی در جذب نیروی انسانی و بر شیوه های مدیریت از خود برجا می گذارد.
7- سازمان های رسانه ای حتی آن هایی که صرفاً تجاری هستند دارای مسئولیت اجتماعی گسترده ای هستند زیرا در نهایت دارای کارکرد فرهنگی هستند و این از مشترکات تمامی انواع رسانه ها است. این رسانه اگر در پی سود هستند ولی باید در جهت نفع عامه مردم عمل کنند. از این جهت در تمام کشورها قوانینی وجود دارد که این مسئولیت اجتماعی را مدیریت کنند. این قوانین و مقررات بسیاری از ابعاد راهبردها و فعالیت های این سازمان ها را تحت تأثیر قرار می دهد. در بسیاری کشورها ابعاد رشد و توسعه، انواع نحصولات و تولیدات و کنترل تأثیرات منفی نظیر محتوای مستهجن یا خشن، نقض کرامت انسانی، و ... نظیر آن ها را تحت کنترل قانون قرار داده اند.اگرچه این یک الزام است اما در نظام رسانه ای فعلی خصوصاً غرب چندان به آن عمل نمی شود و سازمان های رسانه ای از طریق لابی های قدرتمندی که دارند بر نحوه اجرای قوانین و مقررات وضع شده و یا تصویب قوانین بازدارنده تأثیر زیادی دارند و هر روز استفاده ابزاری از زن در جهت کسب هرچه بیشتر منافع مادی گسترده تر می شود و در فعالیت های براندازانه بر علیه دیگر کشورها قوانین ملی و بین المللی را به سهولت می شکنند و کمتر کسی توان مجادله در این زمینه را دارد و در حذف سازمان های رسانه ای که فعالیت هایی مغایر با مصالح نظام سرمایه دارند بدون اندک توجهی به حقوق آن ها و حقوق مخاطبین آن ها در حذف فیزیکی این رسانه ها هیچ کوتاهی نمی کنند.
8- رسانه هایی که درآمد خود را از آگهی کسب می کنند براساس یک الگوی دو محصولی عمل می کنند، یعنی علاوه بر تولید محتوا مخاطب را نیز تولید می کنند. این مخاطب به آگهی دهندگان فروخته می شود. البته برخی بر این باورند که رسانه وقت خود را به فروش می گذارد در صورتی که حقیقتاً مخاطب خود را به فروش می گذارد و آگهی دهندگان بر اساس میزان و نوع مخاطب یک رسانه به آن آگهی می دهند و در ازای پخش پول می پردازند. این امر بر راهبردهای محتوایی و رویکردهای تولیدی برنامه تأثیر زیادی دارد. نگاه به Audience به عنوان مخاطب یا مشتری و یا یک دوست، به راهبردهای محتوایی متفاوت و بعضاً متضادی نیازمند است که مدیریت را دچار تفاوت های مهمی می نماید. به تعبیری دیگر سازمان های رسانه ای در یک بازار دوگانه کالا و خدمات محصولات خود را عرضه می کنند:
الف: بازار کالاهای عمومی، برنامه های رادیویی و تلویزیونی جزء کالاهای عمومی هستند، یعنی هرچه مورد استفاده قرار کیرند کاهش پیدا نمی کنند اما سینما و تئاتر یا مطبوعات از نوع کالاهای خصوصی هستند، زیرا در سینما و تئاتر ممکن است صندلی ها در اختیار دیگران باشد و روزنامه یا کتابی که خریداری می شود از دسترس مخاطب دیگر خارج می شود
ب: بازار آگهی، در این بازار سازمان رسانه بافروش مخاطبان به آگهی دهندگان و یا فروش وقت رسانه به آن ها درآمد کسب می کند.
تفاوت دو نوع سازمان از نظر محصولات
1 محصولات رسانه اي تجربي هستند. ارزش آن ها از خصيصه غير مادي بودن آن ها، خاصيت مالكيت معنوي شان، پيام ها و داستان هايي كه در خود دارند و نمادهايي كه بوسيله آن ها در ادراك، تجربه و احساس تغيير مي دهند مشتق مي شود.
2- محصولات رسانه ای ناهمگون اند، هر محصول منحصر بفرد است. هیچ دو روزنامه، دو کتاب، دو شبکه رادیو، دوشبکه تلویزیونی، دو شبکه خبری و حتی در رسانه های جدید، شبیه هم وجود ندارد، هرچند معیارها و استانداردهایی بوسیله تکنولوژی تولید وجود دارد. محصولات رسانه ای در در یک رسانه نیز ناهمگون اند. روزنامه امروز با روز قبل و روز بعد متفاوت است یک برنامه روزانه رادیو یا تلویزیون نیز شبیه روزهای قبل و بعد خودش نیست. اگرچه در شکل و فرم ظاهر شباهت هایی میان آن ها وجود دارد اما اصل تفاوت در محتوا ست که مهمترین دلیل اقبال مخاطب به آن است. این امر به همراه متغیر سلیقه مخاطب گاهی میزان ریسک را در فعالیت های رسانه ای بسیار بالا می برد. کاهش این ریسک مدام از دغدغه های تولیدکنندگان و مدیران و برنامه ریزان رسانه ها است.
3- نوآوری دائمی در تولیدات رسانه ای یک ضرورت همیشگی است. ارزش محصولات رسانه ای از دانش و تفکر خلاق تولیدکنندگان سرچشمه می گیرد. از این جهت خلاقیت یک منبع مهم سازمانی است
4- محصولات رسانه اي بر پايه تكنولوژي هايي توليد مي شوند كه امكان كپي كردن آن در حجم بسيار زياد را فراهم مي سازد. اين كپي از طريق سيستم هاي فيزيكي چاپ و ضبط و يا به صورت الكترونيكي از طريق سيستم هاي پخش انجام مي شود.
5- هزینه تولید یک برنامه در رسانه ها به تعداد مخاطبان بستگی چندانی ندارد.
6- هزينه هاي ثابت توليد بسيار بالاست ولي هزينه هاي كپي بسيار كم و اندك است.
7- اين محصولات قابليت تبديل به اشكال ديگر را دارند.
اين عوامل برميزان سرمايه گذاري محتوايي، مخاطب شناسي و بازاريابي، توزيع و نحوه پخش، بر نحوه قيمت گذاري و حتي بر ميزان ادغام عمودي و سطح پراكندگي تأثير بگذارد.
نقش فرهنگ جهانی در دهکده جهانی
تكليف سوم: مديريت فعاليتهاي فرهنگي
استاد ارجمند جناب آقاي رجبي
در دهکده جهانی انسان ها به سمت ارزش ها و روابط مشترک تسهیل کننده زندگی اجتماعی و روش های مورد توافق حل مسئله حرکت می کنند و فرهنگ های قدیمی تر نقش بیشتری در شکل دادن ارزش ها ، قواعد و روش ها دارند . ولی فرهنگ یکسان نمی شوند و یک فرهنگ امکان ادامه حیات را ممکن است . از دست ندهد . علت این امر آن است چون :
اولا : تمام گروهها و ملل می توانند از امکانات زیاد مثلا پخش وسایل ارتباط جمعی استفاده کنند .
ثانیا : ارتباط فرهنگی های چند پاره شده ( بواسطه مهاجرت ؛ از دست دادن سرزمین و یا از دست دادن کشور و یا دولت بر قرار می شود و مثال خوبی از این امر حضور بیش از 20 میلیون مهاجر تا سال 1990 در کشور آمریکایی است) ."مك لوهان
اصول و معیارهای برگزاری یک تجمع فرهنگی
استاد ارجمند:جناب اقای رجبی
تکلیف دوم
اهمیت و فواید برگزاری تجمعات و فعالیت های فرهنگی به شرح ذیل است :
1- باعث حفظ روحیه و شور انقلابی مردم می شود .
2- باعث ترویج مفاهیم و معارف اسلامی می شود .
3- باعث یادآوری حماسه ایثار شهدا ، جانبازان ، آزادگان در دوران مختلف جامعه می شود .
4- باعث استفاده کامل از فضاهای فرهنگی و مذهبی مثل حسینیه ها برای ایجاد تحرک فرهنگی می شود .
5- باعث تقویت مراکز فرهنگی و هنری و کمک به افزایش تولیدات این مراکز می شود .
6- باعث بهینه سازی و روزآمد کردن روش های سنتی تبلیغ و استفاده از روش های نوین تبلیغی می شود.
7- باعث هماهنگی در تبلیغ در فعالیت های رسانه ای می شود .
8- باعث تشویق و تقویت و تجهیز مراکز اطلاع رسانی و حمایت و هدایت صحیح این مراکز می شود .
9- باعث کمک به نهادهای مردمی برای فعال شدن روزمره در مسائل فرهنگی و فکری می شود .
10- باعث فعالتر شدن تبلیغات اسلامی در نمادهای محلی فرهنگی و همچنین گسترش کیفی فعالیت های تبلیغات اسلامی می شود .
تجمعات انواع مختلفی دارند که به شرح ذیل می باشند :
1- کنفرانس 2- کنگره 3- سمپوزیوم 4- سمینار 5- کمیسیون 6- کمیته 7- پرزیدیوم 8- پلنوم 9- میزگرد 10- مناظره 11- مجمع عمومی
توضیح کنفرانس: یعنی محلی که در آن بصورت گفتگو محور در مورد مسائل گوناگون بین المللی در راستای تنویر افکار عمومی انجام می گیرد . همانطور که گفته شد در سطح بین المللی است و افکار افراد جنبه واگرایی در بدو کار دارد که پس از آن ( پس از شرکت در کنفرانس ) افکار افراد به همگرایی سوق پیدا می کند .
توضیح کنگره : مجلس و مجمعی است که در جهت مشورت و حفظ منافع عمومی و طرح مسائل علمی ؛ ادبی ، سیاسی و اجتماعی تشکیل می گردد . تبادل نظر و مشورت از مهمترین رسالت های کنگره است . کنگره در سطح درون مرزی است و به بررسی منافع عموم می پردازد و حمایت از نخبگان منافع عده خاصی می باشد .
توضیح سمپو زیوم : یعنی نوعی فعالیت است که بشکل ضیافت بوده و توجهی به سن و سال افراد نمی شود . در سمپو زیوم یک محیط شاد و فرحبخش و با غنا بر قرار است که به بررسی مسائل علمی می پردازد . رسمیت یافتن مجلس در تایم مخصوص و محدودی انجام می گیرد و تبادل نظر خیلی زیاد است .
توضیح سمینار : سمینار به معنی قلمستان و بذر افشاندن است . اما اصطلاحا به مدرسه و موسسه ای گفته می شود که در آن روحانیون را برای فرا گرفتن اصول و قوانین مذهب تحت تعلیم و تربیت قرار می دادند . امروزه به دسته ای از دانشجویان یا محقان گفته می شود که زیر نظر یک استاد یا کارشناس به تحقیق پرداخته و سخنرانیهایی در آن رشته ترتیب می دهند .
توضیح کمیته علمی : کمیته علمی از افراد کارشناس ، آگاه و با اعتبار در جامعه و از مناطق مختلف و موسسات گوناگون و با حکم مقام اول سازمان و یا دبیر سمینار تشکیل می شود .
قبل از برگزاری هر تجمع فرهنگی ، جلسات ، گردهمایی و غیره ، مراحل و پیش زمینه هایی وجود دارد که به بخشی از آن اشاره می شود :
سازمان های دولتی می توانند بدون دریافت مجوز اقدام به برگزاری نمایند ولی سازمانهای خصوصی باید مجوز برای چنین کاری را گرفته و سپس اقدام نمایند . ( پس برای برگزاری هر تجمع گرفتن مجوز الزامی می باشد . مثلاً برای مراسم سیاسی از وزارت کشور ، مراسم فرهنگی از وزارت ارشاد )
تجمعات و فعالیت های فرهنگی باید در چهارچوب نظام باشد ، با قانون اساسی و بیانات رهبری هماهنگ بوده و با فرهنگ آن محل مطابقت داشته باشد و قومیت محل را برهم نزند . متوجه باشیم که مخاطبان چه کسانی هستند و زمان و مکان نیز در نظر گرفته شود . بودجه نیز اهمیت دارد و آن نیز بستگی به میهمانان و مکان برگزاری دارد ، برای پایین آمدن هزینه ها می توان اسپانسر نیز گرفته شود که البته به ازاء آن باید رسانه ها نیز دعوت شوند تا اسپانسرها مشتاق به بستن قرارداد باشند .
برای برگزاری تجمع باید موضوع و هدفی در نظر گرفته شود ( ابتدا باید اهداف مراسم را مشخص کنیم ) ، مثلا هدف باید قابل دسترس باشد ( هدف را باید با مطالعه انتخاب کنیم ) ، { هدف باید پذیرفتنی ، قابل تغییر به هدفهای فرعی باشد یعنی هدف اصلی سر جای خودش است ولی زیر مجموعه های هدف می تواند قابل تغییر باشد ، هدف باید قابل سنجش باشد ، هدف باید با فعالیت های آن سازمان همخوانی داشته باشد ، هدف باید مدت دار باشد یعنی زمان رسیدن به آن هدف باید مشخص باشد ، هدف نباید متناقض باشد .}
در تجمعات وظایف واحد انتشارات موارد ذیل می باشد:
1- آرم: طراحی و چاپ آرم در تمام موارد
2 - طرا حی و چاپ سربرگ در دو قطع A4 و A5
3- طراحی و چاپ پاکت A3 و A4 و پاکت ملخی و پاکت معمولی
4- طراحی و چاپ پوستر (در جشنواره برای هر بخش پوستر جداگانه طراحی می شود) (در سمینار و نمایشگاه یک پوستر کفایت می کند)
5- طراحی و چاپ فولدر
6- طراحی و چاپ کارت شناسایی: در جشنواره و نمایشگاه کارت شناسایی برای میهمانان صادر نمی شود و این کارت فقط برای کادر اجرایی و خبرنگاران صادر می شود. ولیکن در سمینار هم برای عوامل اجرایی، هم خبرنگاران و هم مدعوین کارت شناسایی صادر می شود.
7- طراحی و چاپ کارت میهمانان: در سمینارها، جشنواره ها و نمایشگاه ها چون میهمانان خارجی داریم بنابراین کارتی را برای این افراد صادر می کنیم تا در مدتی که میهمان ما هستند از این افراد در میهمانی های مختلف که عوامل برگزار کننده ترتیب می دهند شرکت نمایند. ضمن اینکه در جشنواره بازار فیلم هم داریم که میهمانی های این بازار فیلم جداگانه است.
8- طراحی و چاپ کاتالوگ: در نمایشگاه و جشنواره کاتالوگ فارسی و انگلیسی داریم. ضمن اینکه کاتالوگ بازار فیلم در جشنواره جداگانه تهیه می شود. در سمینار کاتالوگ نداریم ولیکن 2 کتاب خواهیم داشت. که کتاب اول حاوی مقاله های ارائه شده در سمینار است که رایگان خواهد بود و ابتدای سمینار در اختیار مدعوین قرار می گیرد و کتاب دوم حاوی سخنرانی ها، گزارش های دبیر و رئیس سمینار و مقام افتتاح کننده به همراه تاریخچه سمینار است که در پایان سمینار ارائه شده و فروخته می شود.
9- طراحی و چاپ فراخوان: در سمینار فراخوان داریم که در روزنامه و تلویزیون آورده می شود. در این فراخوان اشاره به هدف ، موضوع، ثبت وسیاق نوشتاری، معیارهای هیئت داوران، رمان و مکان ارسال مطالب الزامی است. برای جشنواره ما مقررات جشنواره را چاپ می کنیم در واقع در جشنواره ما فراخوان نداریم. برای نمایشگاه نیز بروشوری چاپ می کنیم که در آن اطلاعات کامل نمایشگاه با متراژ غرفه ها، قیمت هر متر غرفه، زمان ثبت نام برای غرفه ها آورده می شود.
10- طراحی و چاپ بن غذا: در سمینار به تمام شرکت کنندگان بن غذا می دهیم. و بین آن تراک نیز از میهمانان پذیرایی می کنیم. ولیکن در جشنواره این پذیرایی فقط به عوامل اجرایی و برخی از روزنامه نگاران که در ستاد خبری جشنواره فعالیت می کنند تعلق می گیرد. در نمایشگاه ازصاحبان غرفه و میهمانان پذیرایی نخواهد شد.
11-طراحی و چاپ برنامه: برای سمینار برنامه خود سمینار چاپ می شود. در نمایشگاه برنامه نداریم پس موردی هم چاپ نمی کنیم. در جشنواره یک برنامه کلی داریم که چاپ کرده و در معرض عموم قرار می دهیم ضمناً این برنامه را در نشریه داخلی خود هم چاپ می کنیم.
12- نشریه داخلی: سمینار، جشنواره و نمایشگاه هر سه نشریه داخلی خواهند داشت. که در روز اول یک گزارش راجع به برنامه خواهند داشت و در شماره روز دوم اخبار روز اول درج خواهد شد. و...ضمن اینکه این نشریه به معرفی میهمانان و برنامه ها نیز خواهد پرداخت.
13- تهیه و چاپ برنامه های افتتاحیه و اختتامیه و کارت دعوت افتتاحیه و اختتامیه
14- طراحی و چاپ برچسب و لیبل: که در هر سه مورد طراحی و چاپ می شود.
15- طراحی و چاپ تراکت: که فقط در نمایشگاه استفاده می شود.
16- طراحی و چاپ لوح و گواهی حضور در مراسم: که در هر سه مورد خواهیم داشت.
17- طراحی و چاپ کارت ویزیت: در سمینار فقط برای رئیس، دبیر اجرایی کارت ویزیت طراحی و چاپ می شود. در
نمایشگاه و جشنواره برای یقیه افراد نیز کارت ویزیت چاپ می کنیم.
موانع مشارکت مردم در تجمعات و فعالیت های فرهنگی را می توان :
1- موانع سیاسی 2- موانع فرهنگی 3- موانع اجتماعی 4- موانع اقتصادی 5- موانع تاریخی ، نام برد .
برای مثال : موانع اقتصادی مثل فقر و به دنبال امرار معاش بودن و سرگرم زندگی روزمره بودن را می توان بیان کرد.
نقد و بررسی فیلم حوض نقاشی
فیلم حوض نقاشی به کارگردانی مازیار میری .بازیگری شهاب حسینی -نگار جواهریان این فیلم در صدر آرای تماشاگران سی و یکمین جشنواره فیلم فجر قرار داشت مریم و رضا با آدمهای دیگر فرق دارند، آن هم نه یک فرق ساده، بلکه بسیار بزرگ و آنها باید تلاش کنند تا به دیگران ثابت کنند این تفاوت بزرگ را با معجزه عشق حل کردهاند.
حوض نقاشی فیلمی است که بیننده را امیدوار با بغضی که نمی ترکد ماجرای فیلم را دنبال کند، زن و مرد ناتوان ذهنی و حرکتی که زندگی ساده و سرشار از عشق و محبت دارند. ارزش های کلیشه ای که خوشبختی را تنها در بین روستاییان یا بیماران و کودکان می توان یافت، زوج خوشبختی که در انبوه دنیای شهری با ماشین های پرسرعتی که سعی در ایجاد جدایی بین آنها دارند به زندگی بی غل و غش خود مشغولند اما فرزندشان که سالم است به مرور متوجه تفاوت ها می شود، و این شروع مشکلات این خانواده است.
فیلم حوض نقاشی می خواهد نشان دهد در این دنیای بی رحم شهری امروزی هنوز انسان هایی هستند که برای یک زوج ناتوان ذهنی و جسمی دل بسوزانند. بازی نگار جواهریان مثل همیشه تاثیر گذار بود آن هم در کنار شهاب حسینی که چهره ای متفاوت از خود نشان داد که ما به دیدنش عادت نداشتیم، اما به خوبی از پس این نقش بر می آید
در بعضی جاها شما نمی دانی ناراحت شوی یا به رفتار زن وشوهر بخندی. یا کلیشه همیشگی فال گوش ایستادن پشت در اتاق مدیر مدرسه! حتی رفتار شوهر خانم ناظم که مارا وادار به فکرکردن به آینده این خانواده نمی کند یا بی تفاوتی بچه هایش، عجیب تر از همه رفتار خانم ناظم که سهیل (پسر رضا و مریم) را چند روز درخانه ی خود نگه می دارد بدون اینکه با ماندنش مخالفت کند یا او را تشویق به بازگشت کند، تنها برای اینکه مخاطب قانع شود که پسر بچه با دیدن مشکلات این خانواده خودش راضی به برگشت می شود، اما داستان فیلم حتی در انتقال این مضمون هم ناتوان عمل میکندفیلم حوض نقاشی فیلمی با مضامین تکراری و قدیمی بود. فیلمی که متعلق به امروز و دنیای امروزی نیست. فیلم در بیان واقعیات و حقایق ناتوان عمل می کند و در آخر تماشاچی با همان بغض آغازین و با سوالاتی که پاسخشان را نمی یابد، سینما را ترک می کند.
به عنوان یک بینده اگر بخواهم قسمتی از فیلم را برای تبلیغ بگذارم جای که شهاب حسینی پشت پنجره مدرسه ایستاده میگوید ببخشی پسرم من پدر تو شدمنظریه تزریقی
استاد کرمی:نظریه تزریقی پیام به نظریه "قدرت نامحدود رسانه ها" معروف است.وسایل ارتباط جمعی مانند یک سرنگ حجیم فرض می شوند که می توانند محتوای خود را که پیام است مانند یک ترکیب شیمیایی به مخاطبین تزریق نمایند و نیجه سریع بگیرند.دوران اوج شکوفایی این نظریه بین سالهای 1920تا 1940 یعنی تقریبا بین دو جنگ جهانی بوده است و رادیو و سینما عوامل مهمی در شکل گیری این نظریه بوده اند و رژیم آلمان نازی در زمان قدرت هیتلر بیشترین کاربرد را از این نظریه داشته است.در نظریه تزریقی پیام بیشترین تاکید بر روی پیام است و در آن مخاطب دارای واکنشی انفعالی است. هدف در ارسال پیام در نظریه تزریقی، ایجاد همبستگی و نظم اجتماعی کوتاه مدت با استفاده از زمینه های هیجانی و احساسی است .الگوی تزریقی پیام بیشتر در جوامع یکسان، همشکل یا توده وار کاربرد دارد،در این جوامع انبوه، تولید انبوه، فرهنگ انبوه ایجاد می کند و در نتیجه جامعه یا کشوری شبیه به کندوی زنبور عسل ایجاد می شود.از جمله انتقاداتی که بر نظریه تزریقی وارد شده است می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف-این نظریه قابل تعمیم به همه شرایط و همه زمان ها نیست.زیرا بیشتر احساسات و عواطف را هدف قرار گرفته است و اگر مردم از نظر فکری کمی مقاومت کنند امکان تاثیر از بین می رود.
ب-نظریه تزریقی همه افراد را یکسان و دارای یک ویژگی و خصوصیت می شناسد در حالی که انسان ها خیلی با یکدیگر متفاوتند.
ج-نظم مورد نظر در جوامع که با الگو حاصل می شود نمی تواند دائمی و دراز مدت باشد.
ه-نظریه و الگوی تزریقی در موقعیت هایی کارآمدی دارد که رسانه موازی و یا مخالف وجود نداشته باشد بعبارت دیگر باید منبع پیام واحد باشد.
دروازه بانی خبری
استاد کرمی:خبری که به رسانه راه می یابد از دروازه های متعدد و از مسیری طولانی گذشته است ، برخی از این دروازه ها باز، برخی نیمه باز و تعدادی نیز کاملاً بسته هستند و رسانه آخرین گزیشنگر است که تصمیم می گیرد این خبر یا مطلب از طریق رسانه اش به مردم ابلاغ شود یا نه!
خبری که به رسانه راه می یابد از دروازه های متعدد و از مسیری طولانی گذشته است ، برخی از این دروازه ها باز، برخی نیمه باز و تعدادی نیز کاملاً بسته هستند و رسانه آخرین گزیشنگر است که تصمیم می گیرد این خبر یا مطلب از طریق رسانه اش به مردم ابلاغ شود یا نه!
به طور مثال یک خبر که از سازمان آموزش و پرورش به مرکز یکی از رسانه ها ارسال می شود فرآیند ذیل را طی می کند هر یک از این فرایند ها حالت یک دروازه را دارند.
۱) گزینش خبر های مثبت از سازمان از میان واقعیات موجود از سوی مسئولان مربوطه ( یعنی اخبار منفی سازمان و حتی اخباری که برای این سازمان خنثی تلقی می شود برای رسانه ها ارسال نمی شود.)
۲) وقت نداشتن مسئول روابط عمومی سازمان که بیشتر کار رسانه ای در آخرین اولویت های رسانه ای او قرار می گیرد .
۳) سلیقه شخصی مسئول روابط عمومی سازمان که برخی از اخبار را به رسانه ها ارسال می کند.
۴) خط قرمزهای سازمان که در ارسال اخبار به رسانه ها در نظر گرفته می شود.
۵) نوع ارسال خبر که با چه کیفیتی ارسال می شود و آیا گذشت زمان آن را کهنه نکرده است؟
۶) در رسانه مورد نظر آیا خبر رسیده دارای ارزش خبری می باشد؟
۷) و....
البته اخبار ی که این روندرا به طور کامل طی می کنند همیشه دارای کمترین ارزش های خبری هستند چرا که تنها اخباری هستند که باید به مذاق بسیاری از مسئولان یک اداره یا سازمان انتخاب شوند.
عبور یا عدم عبور یک مقولة خبری از دروازه ها وابسته به پیشینة دروازه بانان از نظر طبقه و لایة اجتماعی، روزآمدی، سطح تحصیلات و طرز تلقی آنان از جامعه، ارزشها، هنجارها و برداشت سازمان که دروازه بانان برای آن کار می کنند.
در این مقاله سعی شده است با تکیه بر استنادهای استاد شکر خواه در کتاب خبر مباحث دروازه بانی به زبانی ساده تر بیان شود و مقوله دروازه بانی هم از نگاه رسانه و ارتباطش با جامعه و سیاست بررسی شود.
دروزاه بانی خبری از دیرباز مطرح بوده است و موضوع تازه ای در روزنامه نگاری به حساب نمی آید. دروازه بانی خبری در حقیقت پا به پای خبر از همان هنگام که خبر توسط فرد، نهاد یا مجموعه ای از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی در مجاری و کانالهای خبری جاری شده، مطرح بوده است و نظریه پردازانی چون کورت لوین (Kurt Lewin ) روانشناس، دیوید منینگ وایت (David Manning White ) از جمله کسانی بودند که آن را تدوین کرده و به آن وجه علمی داده اند.
ارتباط درس اقای کرمی
استاد کرمی در عصري كه هر لحظه اش در گرو تغييرات شگفت انگيز است ، ارتباطات حرف اول را مي زند . تحقيقات نشان مي دهد كه حدود 75درصد از اوقات روزانه ما به نحوي در تماس و ارتباط با ديگران مي گذرد . به همين دليل كيفيت زندگي هر كس بستگي به كيفيت ارتباطات او با ديگران دارد . براي مثال : همه ما در محيط كار فرصتهاي يكساني داريم اما تنهاكساني مسير پيشرفت و ترقي را به سرعت مي پيمايند و احترام ، اعتبار و مقام براي خويش كسب مي كنند كه قدرت بيان داشته باشند ، خود را بدرستي مطرح كنند و در شرايط مختلف و با افراد مختلف ، ارتباطي مناسب و مؤثر برقرار كنند .
ارتباطات مجموعه اي از مهارتهاست . اما مهمترين آنها درك نقطه نظرهاي طرف مقابل و تفهيم نقطه نظر هاي خويش است . زبان تنها وسيله ارتباطي نيست و كاملترين آن هم نيست چرا كه پيامهاي انساني ، بخصوص آنهايي كه از احساسات و هيجانات و عواطف مايه مي گيرند ، چنان پيچيده اند كه هيچ كلامي گوياي آن نيست ، به همين دليل گاه يك نگاه ، لحن صدا يا يك حركت حاوي پيامي است كه از نهفته ترين درونيات فرد سرچشمه مي گيرد .
مهارت در ايجاد رابطه مناسب با ديگران بر توانايي ها و اعتماد به نفس ما مي افزايد ، استعداد و دست آورد هايمان را مي نماياند و احترام و قدرداني ديگران را جلب مي كند. هر چه بهتر با ديگران رابطه برقرار كنيم. مسئوليت ها را بهتر به مرحله اجراء مي گذاريم و در نتيجه در حرفه خود موفق تر بوده و درآمد بيشتري را به خود اختصاص مي دهيم .
ما بر آنيم تا توانايي برقراري ارتباط اثربخش و همچنين توانايي رسيدن به تفاهم با ديگران را بياموزيم .
وقتي سخن از ارتباطات به ميان مي آيد معمولا صحبت كردن با يكديگر در ذهن انسان تداعي مي شود .
اما ارتباطات چيزي بيش از صحبت كردن است . وقتي شما در كلاس درس به پرسش پاسخ ميدهيد وقتي تشويق مي شويد ، وقتي در مورد عقايد و افكار ديگران بحث مي كنيد، با كسي دست ميدهيد، در يك مصاحبه استخدامي شركت مي كنيد ، در يك جلسه گروهي شركت مي كنيد ، لباسي را انتخاب مي كنيد و يا به خريد يك خودرو اقدام مي كنيد در واقع شما ارتباط برقرار كرده ايد . به طور كلي دوستي ها ي پايدار و موفق ، روابط خانوادگي گرم و موفقيت هاي تحصيلي و شغلي به مهارتهاي ارتباطي شما بستگي دارد.
در مجموع درك و توانايي بكارگيري ارتباطات ، از مهمترين مهارتهايي است كه افراد بايد بياموزند . زيرا ارتباط مناسب در موفقيت افراد در محل كار و اجتماع ، بسيار مؤثر است . توان برقراري ارتباط مؤثر ، غالبا ميزان شايستگي و احتمال موفقيت فرد را تعيين مي كند.
بنابراين از آنجايي كه دائما با مردم در ارتباط مي باشيم بايد از روابط اجتماعي قوي برخوردار باشيم و توانايي برقراري ارتباط با مردم را داشته باشيم ، از انعطاف پذيري بسيار بالايي برخوردار باشيم چرا كه با افراد گوناگون با آداب و رسوم متفاوت در ارتباط مي باشيم .
بطور خلاصه ارتباط عبارتست از عملي كه طي آن يك يا چند نفر به تبادل خبر ، اطلاع ، نقطه نظرها ، گرايش ها و تجربه خود مي پردازند . توانايي برقراري ارتباط مناسب ، قدرت شما را در تبادل نظرات افزايش مي دهد . شما در شغل و حرفه خود به موفقيتهاي بيشتري دست پيدا مي كنيد. همچنين جذب مشتري به مهارتهاي ارتباطي شما بستگي دارد . بنابراين زيربنا و شالوده موفقيت شما در امر رضايتمندي و جذب مشتري برقراري ارتباط مناسب است و اين اهميت ارتباطات و ارزش آنرا مي رساند
هورکهایمر و آدورنو
نگاهی به اندیشه های هورکهایمر
استاد کرمی
ماکس هورکهایمر در سال ۱۸۹۵ در اشتوتگارت آلمان به دنیا آمد. پدرش یک یهودی کارخانه دار و ثروتمند بود. او پیش از آن که به خدمت سربازی برود، نزد پدرش آموزش بازرگانی دید ؛ اما هیچ گاه علایق او همچون یک بازرگان دلبسته به حرفه اش نبود. هورکهایمر ابتدا به تحصیل روان شناسی پرداخت؛ اما چون تلاش او برای به پایان رساندن طرحی به دلیل انجام شدن طرح مشابه پروژه او ناکام ماند، روبه فلسفه آورد و نزد هانس کورنلیوس فلسفه خواند. هورکهایمر دکترای خود را با راهنمایی کورنلیوس در سال ۱۹۲۲ با رساله ای درباره کانت دریافت کرد و ۳سال بعد با نگارش رساله ای برای کسب مقام دانشیاری به بحث انتقادی دیگری درباره آثار کانت پرداخت و اجازه تدریس یافت.
هورکهایمر در ۳۵سالگی به مدیریت موسسه پژوهش های اجتماعی (بعدها مکتب فرانکفورت) رسید که در ژانویه ۱۹۳۱ وی به طور رسمی به مدیریت موسسه منصوب شد و در جشنی که به این مناسبت برپا گردید، درباره موقعیت کنونی فلسفه اجتماعی و وظایف یک موسسه پژوهش های اجتماعی سخن راند. در این سخنرانی بود که هورکهایمر ماموریت های اساسی موسسه را در دوران مدیریت خود ترسیم کرد: پژوهش درباره رفتار کارگران در برابر مسائل گوناگون در آلمان و سایر کشورهای اروپایی پیشرفته، روشهای این پژوهش مبتنی بر آمار رسمی و پرسشنامه همراه با تفسیرهای جامعه شناختی، روان شناختی و اقتصادی بود. آثار اصلی هورکهایمر عبارتند از: نظریه انتقادی (۱۹۳۷)، مقاله دولت اقتدارطلب (۱۹۷۲)، سپیده دمان فلسفه تاریخ بورژوایی (۱۹۴۷)، دیالکتیک روشنگری ؛ کار مشترک با آدورنو (۱۹۷۲)، کسوف عقل (۱۹۴۷)، مقاله آخرین حمله به متافیزیک (۱۹۳۷).
هورکهایمر در نخستین نوشته مهم خود، نظریه انتقادی را ارائه می کند. وی معتقد است نظریه انتقادی در نتیجه بحران در نظریه مارکسیستی رایج و نیز در نظریه بورژوایی ایجاد شده است . هورکهایمرتمایزی میان نظریه سنتی و نظریه انتقادی قائل است . نظریه سنتی در واقع همان نگرش علوم طبیعی و پوزیتویستی است که در علوم اجتماعی رایج شده بود. در مقابل این نظریه، نگرش انتقادی قرار دارد که به کلی نگرشی دیالکتیکی و هگلی است که پدیده های اجتماعی را عینی، ساختاری و از پیش داده شده نمی بیند و روش تبیین حقایق عینی ازنقطه نظر اثباتی و خارجی را رد می کند. هورکهایمرمعتقد است : نگرش سنتی، مفاهیم اجتماعی را در صورتی ایستا و غیرتضادآمیز طبقه بندی می کند، در حالی که نظریه انتقادی بابهره گیری از متالوژی دیالکتیکی، مفاهیم خود را در متن فرآیند متحول پراکسیس تاریخی استنتاج می کند. تفاوت دیگر این دو نظریه در این است که نگرش سنتی تبیین کننده و کارکرد اجتماعی دانشمندان و حکمای سنتی در درون نظام تقسیم کار اجتماعی بوده است که پیوند آشکاری با فعالیت اجتماعی به عنوان پراکسیس تاریخی نداشته است ؛ اما فعالیت فکری دانشمند نقاد بر خلاف دانشمند سنتی، کارکردی اجتماعی دارد و جزیی از فرآیند پراکسیس تاریخی است، چراکه پیوندی اساسی باعلایق راستین دارد. دانشمند نقاد از نظر هورکهایمرصرفا وضعیت عینی تاریخی را توصیف نمی کند؛ بلکه خود نیرویی در درون آن وضعیت برای ایجاد دگرگونی است . بابهره گیری از ادبیات متولوژیک می توان گفت دانشمندان نقاد از نظر هورکهایمر، هم مقام گردآوری دارد و هم مقام داوری، هم بازیگر است و هم ناظر. هورکهایمردر مقاله آخرین حمله به متافیزیک، می نویسد: علم در جامعه نوین، انسان را تا حد یک مفهوم زیست شناختی تقلیل می دهد و به دلیل همین بی ارزش شدن انسان در جامعه نوین است که توده ها و روشنفکران ناراضی از وضع موجود، ایدئولوژی های متافیزیکی را پیشه کرده اند. به گونه ای که با ظهور علوم نوین طبیعت به مثابه ابژه تبدیل شد و انسان ها نیز تبدیل به ابژه علم شدند. وی معتقد است : نظریه انتقادی، قواعد رفتاری تحمیلی جامعه موجود را کاملا زیر سوال می برد و وضع موجود را تغییریابنده از سوی کنش انسانی می داند. هورکهایمردر مقاله کسوف عقل، به معنای کلمات و مفاهیم در طول تاریخ و نقش اساسی زبان در فلسفه اشاره می کند و معتقد است : هستی شناسی کانون اساسی فلسفه و نگرش سنتی است و تلاش دارد با بهره گیری از مفاهیمی کلی، مثل ذات و ماهیت به جوهر اشیا دست یابد. در حالی که فلسفه باید نشان دهد که در مفاهیم کلی مثل عدالت، برابری و آزادی هیچ چیز مطلق و ابدی وجود ندارد و آنها را باید در بافت اجتماعی خاص آنها سنجید. هورکهایمرمیان ۲نوع عقل، تمیز قائل است . یکی عقل ذهنی که فقط به وسایل نیل به اهداف می اندیشد نه به خود اهداف و دوم عقل عینی که باوجود توجه به وسایل، بیشتر به خود اهداف می اندیشد. عقل ذهنی به معقول بودن اهداف نمی اندیشد؛ بلکه فقط به فواید هر چیزی برای نیل به اهداف می اندیشد. در حالی که در عقل عینی، بیشتر از وسایل به اهداف تکیه می شود. وی اشاره می کند که این دو عقل با یکدیگر منافاتی ندارند. عقل عینی به وسایل تحقق عینی اهداف نیز توجه دارد، ولی عقل ذهنی تنها جزیی ازعقل عینی تلقی می شود. عقل ذهنی به هر چیزی به عنوان ابزار و وسیله می نگرد و برای آن هیچ هدف ذاتا معقولی وجود ندارد. از نظر تاریخی نیز این دوعقل در کنار یکدیگر بودند و در عصر روشنگری بود که عقل ذهنی بر عقل عینی غلبه یافت . (بزرگی، ۱۳۷۷، صص ۱۸۶-۱۸۷) هورکهایمربه همراه آدورنو بزرگترین اثر خود را منتشر می کند. این دو درباره دیالکتیک روشنگری معتقدند: هدف اساسی روشنگری، اسطوره زدایی از جهان و رهایی انسان از بیم و هراس و تحقق حاکمیت انسان از طریق علم بوده است . در حالی که روشنگری که پروژه خود را اسطوره زدایی تعریف کرده بود، خود اسطوره زا و اسطوره پرداز گردید. روشنگری که اصل اساسی آن عقل ابزاری و علم اثباتی است با نگرش ابزاری و فناورانه تلاش می کرد بر طبیعت غلبه یابد. از این پس طبیعت به ابژه و موضوع شناسایی تبدیل می شود. در اوج این فرآیند حتی ذهن یا فاعل شناسایی (انسان) نیز ابژه وتحت سلطه قرار می گیرد. سلطه بر طبیعت تبدیل به سلطه بر انسان می شود و این ناشی از غلبه عقلانیت ابزاری است . در عقلانیت ابزاری معیار، سنجش سود و زیان است و همه چیز می تواند به عنوان وسیله ای برای رسیدن به سود و دوری از زیان مورداستفاده قرار گیرد. در دیالکتیک روشنگری، اتفاق جالبی می افتد. روشنگری که می کوشید انسان را حاکم سازد، انسان را، محکوم اجتماعی را، مورد نقادی قرار دهد، هیچیک را نباید به عنوان علم مطلق، شناخت حقیقی و علم راستین بپذیرد. بنابراین اصل را بردیالکتیک منفی یا نفی و نقد تمام روشها و نظریات موجود قرار می دهد؛ البته آدورنو اتوپیا محور نیست که با نقد آرای موجود دست به ساختن جهانی ایده آل بزند. آدورنو معتقد است : ترسیم جامعه جانشین جامعه موجود از نظر شناخت شناسی ممکن نیست ؛ زیرا چنین کاری مستلزم پذیرش نقطه عزیمتی مطلق در اندیشه و تصور جهان به عنوان مجموعه ای از امور و اشیای تجربی و عینی است . (باتامور، ۱۳۵۷) کتاب دیالکتیک روشنگری حاصل همفکری آدورنو و هورکهایمر بود. اینان معتقدند: جامعه سرمایه داری متاخر به واسطه شناخت کاذبی که حاصل اشاعه فلسفه علم اثباتی (پوزیتویسم) است، دچار افت فرهنگی شدیدی شده است . سلطه عقلانیت ابزاری، انسان تک بعدی، جامعه سرکوبگر، ویرانگری آزادی انسان، افسانه پردازی واندیشه ضد عقلانی همگی از ویژگی های جامعه صنعتی مدرن شده است . پرسش اساسی آدورنو و هورکهایمر این است که برخلاف انتظارات عصر روشنگری، چرا بشر به جای ورود به وضعیتی انسانی، در نوع جدیدی از توحش قرار گرفته است؟ سلطه عقلانیت ابزاری که همه چیز را به سطح کالا و ارزش مبادله تنزل می دهد، یکی از عوامل اصلی این وضعیت است . از نظر آدورنو و هورکهایمر، پیدایش جامعه سرکوبگر و ویرانگر که امکان آزادی و رهایی انسان را به کمترین حد کاهش می دهد، محصول همان نیروهایی است که عصر روشنگری به ارمغان آورده است . فاشیسم به مثابه نقطه اوج توسعه جامعه مدرن، تصادفی تاریخی و یا نتیجه تداوم بقایای ایدئولوژی اشرافی در درون جامعه و دولت صنعتی مدرن نیست . فاشیسم ضد مدرنیسم نیست، بلکه ادامه طبیعی آن است . آدورنو و هورکهایمردر کار مشترک دیگری، مقوله صنعت فرهنگ را مطرح می کنند. از نظر این دوصنعت فرهنگ از ویژگی های عصر سلطه عقلانیت ابزاری است . جامعه سرمایه داری متاخر با تلفیق فرهنگ با سرگرمی و بازی، فرهنگ توده ای منحطی به وجود آورده است . به نظر آدورنو مجموعه سرگرمی ها، تفریحات و ابزارهای حاصل از فناوری به مفهوم جدیدی انجامیده است . بدین معنا که صنعت است که فرهنگ را می سازد- البته فرهنگ متناسب با خود - در این فرهنگ انسان دیگر به عنوان فرد، سوژه و سازنده نقشی ندارد. «در صنعت فرهنگ سازی فرد نوعی توهم است، آن هم نه صرفا به سبب یکدست شدن و استاندارد شدن ابزار تولید. فردیت دروغین یا شبه فردیت امری رایج است ... سرگرمی و تفریح و همه عناصر صنعت فرهنگ سازی از مدتها پیش از آن که این صنعت پا به هستی بگذارد، وجود داشتند. اکنون این عناصر از بالا هدایت و روزآمد می شوند... کل جهان ساخته شده است تا از غربال صنعت فرهنگ سازی گذر کند.» (آدورنو و هورکهایمر، ۱۳۸۰، ص ۴۰)کارکرد اصلی صنعت فرهنگ، از میان برداشتن هرگونه امکان مخالفت اساسی با ساخت سلطه مستقر است . جامعه ای که در چنبره صنعت فرهنگی غلتیده باشد، هر گونه نیروی رهایی بخش را از دست می دهد.
نتیجه
از انتقاداتی که آدورنو به جامعه سرمایه داری متاخر وارد می سازد، نقد آگاهی طبقاتی بورژوایی است . به نظر آدورنو، بورژوازی امروزه دچار یک افت فرهنگی شدید شده است، چرا که عقلانیت ابزاری بر این طبقه حاکم شده و نگاه طبقه بورژوازی به طبیعت، انسان، جامعه و جهان نگاهی ابزارگونه شده است . بورژوازی امروز همچون بورژوازی گذشته آگاهی طبقاتی ندارد، بنابراین نقش طبقاتی نیز ندارد و این همه از دیدگاه آدورنو ناشی از عقلانیت ابزاری، صنعت فرهنگ و جامعه سرکوبگر است . آدورنو در کتاب شخصیت اقتدار طلب، معتقد است، در غرب حتی امریکا نوعی استعداد فاشیستی وجود دارد. از نظر وی استعداد فاشیستی در گرو توده ای شدن جامعه و نفوذپذیری توده ها تحت شرایط خاصی همانند مباحثی است که درتوتالیتاریسم آمده است ؛ اما وجه ممیزه آن فاشیسم صفت فرهنگ است . صفت فرهنگ اشاره به فرهنگ توده ای مردم است که با استفاده ازفناوری و امکانات مدرنیسم ساخته و عرضه می شود. صفت فرهنگ در واقع کاربرد عقل ابزاری در فرهنگ توده ای است . (مدرنیته و اندیشه انتقادی بابک احمدی، نشر نی، ۱۳۷۴، ص ۲۱۸ به بعد) مفهوم اساسی در اندیشه آدورنو، مفهوم همه گیر شدن فرآیند شی ئ شدگی یا شی ئگونگی است که در نهایت از پیدایش هرگونه جنبش، اندیشه و نیروی رهایی بخش در جامعه سرمایه داری جلوگیری می کند. آدورنو معتقد است که فاشیسم نقطه اوج فرآیند شیئ شدگی و ایستایی پراکسیس تاریخی است ؛ اما فاشیسم تنها وجه درونی جهان سرمایه داری پیشرفته را باز می کند. پس از فاشیسم نیز فرآیند عقلانیت ابزاری به قوت خود پیش می رود. در چنین فضایی، عمل سیاسی از سوی نیروهای حاضر در ساخت تولید امکان ندارد.(تاریخ اندیشه سیاسی در قرن بیستم، جلد اول، حسین بشیریه، نشر نی، ۱۳۷۶، ص ۱۸۶) در این زمینه همه چیز تبدیل به ابژه و شی ئ مورد سلطه می شود و این از اساسی ترین انتقاداتی است که آدورنو بر جامعه سرمایه داری متاخر وارد می سازد. آدورنو معتقد است، فلسفه انتقادی، با توجه به فرآیند کلی شی ئگونگی در جامعه مدرن تنها می تواند به زیبایی شناسی و هنر به عنوان دریچه هایی به سوی آزادی و رهایی امید داشته باشد. هنر راستین قابلیت ویرانگری و بنیان فکنی در مقابل فرآیند شیئ شدگی جهان را دارد. هنر راستین از نظر آدورنو ذاتا به سوی جستجوی خواسته ها و حقایق راستین سو می گیرد. آدورنو اعتقاد دارد که برخلاف علم اثباتی که در صدد اثبات وضع موجود است، نظریه انتقادی می تواند به وسیله نگرشی زیبایی شناسانه، همه گیرشدن عقلانیت ابزاری را به منظور ایجاد تغییر اساسی در آن به تصویر بکشد.آدورنو همچنین از احیای آرزوهای مذهبی به عنوان راهی برای حفظ ارزش و آزادی انسان در جهان شیئ گونه کالایی یاد می کند. مهمترین پیام آگاهی مذهبی این است که جهان واقع نمودی خارجی است و مظهر غایت حقیقی و نهایی نیست . بنابراین آدورنو به امکان اشکال نوین آگاهی امیدوار می شود که مشکل برجسته این اشکال نوین را در هنر می یابد. ویژگی هنر از نظر آدورنو نپذیرفتن وضع حاضر و تصویر کردن وضع مطلوب است . هنر نقاد به ما این فرصت را می دهد که از تحمیلات جامعه سرمایه داری متاخر رها شویم . به طور کلی آدورنو با انتقاد از وضعیت جامعه سرمایه داری متاخر با مفاهیمی چون دیالکتیک روشنگری، صنعت فرهنگ، سلطه عقلانیت ابزاری و شیئ شدگی شکل دهنده بخش عظیمی از انتقادات مکتب فرانکفورت (مکتب انتقادی) می گردد. مکتب فرانکفورت در واقع ۲مورد را وجهه همت خود قرار داده بود؛ یکی نقد علم اثباتی و دیگری نقد جامعه سرمایه داری که سهم آدورنو، هورکهایمر و مارکوزه در این انتقادات سهمی سازنده و اساسی است
هندو
هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !
با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی
کرد او را نیش بزند !!!
مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!
هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت
من عشق ورزیدن ...
چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن
است دست بکشم ؟!
پس هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگراطرافیانت نیش بزنند
















